هدیه ی تولد آبجی کوچیکه

هدیه ای خواهم از جنس بلور

پر درخشش پر نور

تا با دو دست خالی از هر گونه غرور

قلبی پر شور

زین ره دور

دهم آن خواهر تکدانه صبور

اما

صدایی گوید خموش

تو که تبعیدی این شهر کبود

روز هایت بی نور

دلت از غم و اندوه جهان گشته بور

شور و شادی جهان از نظرت می گذرد

گویی شده ای کور

بی آنکه به دل آوری اندکی سرور

تو چرا هدیه ای خواهی از جنس بلور

پر درخشش پر نور

تو که دل بریده ی هر گونه سرور

هدیه ای خواهم از جنس بلور

پر درخشش پر نور

دهم آن خواهر تکدانه صبور

که برایم هست یک دنیا سرور

می زداید غم اندوه جهان را آن صبور

از دل رنج کشیده بی غرور

شعر ناقابل این بنده ی کور

پیشکش خواهر تکدانه صبور

.............................

آبجی کوچیکه تولدت مبارک

شعر از طرف داداشی

شمارش

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟

نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم

زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم؟

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم؟

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟!!! 

مرحوم سید حسن حسینی

 

خدایا: مرا از این فاجعه ی پلید مصلحت پرستی که چون

 همه کس گیر شده است وقاحتش از یاد رفته وبیماری

ای شده است که از فرط عمومیتش هر که از ان سالم

مانده باشد بیمار می نماید مصون بدارتا: « به رعایت

مصلحت ...حقیقت را ذبح شرعی نکنم»

                                                                                             دکتر علی شریعتی

دوست ان است که عیب هایت را

هم چو ایینه رو به رو گوید

نه چو شانه با هزار زبان

پشت سر رفته موبه مو گوید

تبریک به خانم دکتر سپهر

به طور بسیار رسمی:

خانم دکتر شایسته سپهر

انتخاب شایسته شما استاد گرامی را به عنوان استاد نمونه کشوری را واقعا تبریک عرض مینماییم .

دانشجویان گیاه  شناسی ۸۷

 

نظرسنجی

سلام

این روزها  تو دانشگاه سر هر کلاسی که میری برگه های نظرسنجی در باره استاد سر وکله اش پیدا میشه

من خودم به طور شخصی خیری از این نظرسنجی ها ندیدم اما بهمون گفتن به عنوان یک وظیفه دانشجویی که بر عهده شما است‌ شما برگه ها رو پر کنین به بقیه اش کاری نداشته باشین یعنی به زبان خودمونی به شما ربطی نداره که ما این ها رو میخونیم یا فقط بایگانی میکنیم

حالا به این حرف ها کاری نداریم این هارو گفتم تا بگم چی شد که تصمیم گرفتم از دانشگاه کم نیارم و یه نظر سنجی  در باره استادامون بزارم

امیدوارم همه بچه های کلاس تو این نظر سنجی شرکت کنن تا نتایج مون واقعی تر مبه واقعیت نزدیک تر باشه prayingnot worthy

تقدیم به دوستای گلم

باز کن پنجره را که ببینم ساحل  که ببینم  باران  که ببینم ره چشمان تو راباز کن پنجره را که ببینم دریا که ببینم قایق  که ببینم مه شبهای تو را باز کن پنجره را که ببینم ساحل  که ببینم دریا و نگاه پاکت  ودل رویاییت و سر انجام رسیدن ها را باز کن پنجره را که در آغوش سحر  بشنوم سازشقایقها را باز کن پنجره را که دلم بگشاید رو به سوی دریا  باز کن پنجره راکه دل تنهایم پا به پای دل تو در کنار اموسوی ساحل برود باز کن پنجره راکه ببینم باریدل دریایی تو و دو چشم ساحلو صدای مرغیکه ندا داد به ماسخن دریا را سخن پنجره راتا بگویم به افق که سرانجام افق نیست سرانجام امید نیست سرانجام نگاه دریا و دوباره فردا  همه ی پنجره ها باز شوندرو به سوی دریا                                    رو به سوی فردا

روز معلم مبارک

سلام

اومدم پست بزارم نکنه که نرگس منم از وبلاگ بیرون کنه

با تاخیر یک روزه (باور کنین تقصیر من نبود، اینترنت دانشگاه قطع بود)

روز معلم رو به همه ی معلم های گلم از ابتدایی تا دبیرستان ، به همه ی استادهای خوبم و به همه ی معلم ها و اساتید زحمت کش که ما دانشجو ها و دانش آموز ها دائم اذیتشون می کنیم و اون ها تحمل می کنن تبریک می گم.

 روز معلم مبارک    

این هم برا همه ی معلم های مهربون

For You

باعرض پوزش خدا حافظ

باز هم سلام

فقط اومدم تا از حذف چندتا از نویسنده هامون خبر بدمولی خوب تقصیر خوشون بود ومن فقط میخاستم ثابت کنم که به قوانین وضع شده پایبندم

نفر شماره ۱:جیحون عزیز که بسیار در این مدت به ما کمک کرده وپست های خوبی گذاشت اما به خاطر نبود امکاناتو بی ذوقی بچه های کلاس در عدم حمایت ازما حتی باگذاشتن نظری به این مضمون:نظری ندارم از جمع ما خداحافظی کرد.البته امیدواریم حداقل خودش هر از چندگاهی از وبلاگ سری بزنه

نفرشماره۲:سیمپل باهوش که لطف کردند وحتی یه پست هم نذاشتندو براساس قوانین  اما از راهنمایی خوبشون در شروع کار و همچنین الان  که هنوز ادامه دارد صمیمانه سپاسگذاریم

نفرشماره ۳:صبای عزیز که لطف کردند وهر دفعه گفتیم مطلب:یه بار در ورودمشکل داشتن یه بار مطلب رو گم کرده بودند یه باروقت تایپ نداشتند و..................

اما از صبای عزیزم نیز صمیمانه تشکرمیکنمچون دست رد به ما نزد واگر پست نذاشت حداقل هممیشه به ما سر میزنه ونظر میزاره.صباجان ممنون اما

و اما سایر نویسنده ها از جمله ...........دقت کنند که مدتیه پست نذاشتن و اینکه امتحانات نیم ترم بود وغیره اصلا قابل قبول نیست(مگه من امتحان نمیدم)

در آخر یادتون باشه ما از ورود هر نویسنده جدید استقبال میکنیم

سفر به شهر دلیجان(دلیگان) شهر مردمان دلیر

سلام

من بالاخره رفتم دلیجان.قبل از اینکه برم به دوستانم گفتم وقتی برگردم یه سفر نامه از این سفر مینویسم.اما...

راستش از وقتی برگشتم خیلی سعی کردم بنویسم و نوشتم اما به مرحله  ثبت مطلب نرسید

وقتی مطلب آقارضا رو تو فتو وبلگ دلیجان دیدم با این شروع زیبا: ديروز گل زيباي آشنايي توي باغچه دل ما جوونه زد. ديروز طعم شيرين عشق و محبت ايراني را چشيديم. اينكه ميشه بدون بهانه دور هم جمع شد. بدون دليل با هم مهربون بود بدون شناخت قبلي محبت را به همديگه هديه كرد.ديروز چقدر لبخند زيبا روي لب ها نقش بست ........................

دیگه حرفی تازه ای نمونده که من بزنم.اصل مطلب همون بود که آقا رضا نوشتن.

فقط یه چیزی رو میتونم اضافه کنم و او اینکه دلیجان خیلی قشنگتر از عکسای گرفته شده است وعکس ها نمیتونن زیبایی های دلیجان رو تو خودشون جا کنند.

پدرم دیروز حرف زیبایی زد:قبل از این سفر دلیجان در نظرم شهر کوچکی بود اماامروز دلیجان در نظرم شهری بزرگ با مردمانی بزرگه

 

خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای  که برای زیستن گذشته است

 حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر

 بیهودگی اش سوگوار نباشم .

 بگذار تا ان را من خودم انتخاب کنم

.اما ان چنان که تو دوست داری...

پیرمرد به من سیب هدیه  داد!

 انگارهمین دیروز بود ... بوی بارون وشکوفه و بهار باغو پر کرده بود.  پیر مرد اسپری شو از جیبش بیرون آوردو نفسی تاز کرد .موهاش سفید بود یکدست یکدست. به یک رنگی قلب مهربونش !همیشه یه پیرهن آبی میپوشید آسمونی بود صمیمی تر از بارون !مثل همیشه کنار پرچین های باغش تو دنیای کودیمون غرق بودیم و پای درخت آلبالو بچگی میکردیم با هر نسیم همراه میشدیم و کنار پرچین ها رها میدویدیم ....... پیر مرد کنار پرچین وایستادوآروم  صدامون کرد جلورفتیم پیرمرد بهمون سیب تعارف کرد بعدها فهمیدم همسایه ی دنیای کودکی هام آسمونی شده هنوز عطر  سیب های سرخش توی دستامه هنوز سیب برام بوی کودکی رو میده..............این خاطره کاملا حقیقیه میتونیدبوی سیب رو توی دستاتون استشمام کنید اگه دلتنگ روزهای  کودکیتون هستید.. 

محققان گفتند، بقایاى چند گونه از حشرات ناشناخته که نسل آنها مدت‌ها پیش از پایان امپراطورى دایناسورها روى کره زمین، منقرض شده بودند، در قطعات کهربایى با قدمت ۱۱۰ میلیون سال در اسپانیا کشف شد. 

hashare.jpg
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه ، ”انریکه پنال ور”، دیرین شناس گفت، این کهربا در غار “ال سوپلائو” در استان شمالى “کانتابریا” در شرایط “استثنایی” پیدا شده است.
وى در یک کنفرانس خبرى که در “سانتاندر” برگزار شد، گفت، بقایاى این حشرات بطور باور نکردنی خوب حفظ شده اند و مى‌توان به طور مفصل روى آنها مطالعه کرد.
پنال ور که پژوهشگر “موسسه زمین شناسى و معدن وزارت علوم” است افزود، چند گونه از عنکبوتیان و نیز تار عنکبوت و بقایاى گیاهى در کهرباهای کشف شده در این محل فسیل شده‌است.
وى گفت، این مهمترین کهربایى است که تا این تاریخ در اسپانیا و شاید در کل اروپا کشف شده است.
به گفته این محقق اسپانیایى، از آن عصر شمار اندکی کهربا در جهان پیدا شده است.

خدایا: اتش مقدس شک را ان چنان در من بیفروز تا همه

 ی یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد و ان

گاه از پس توده ی این خاکستر لبخند مهرواره بر لب های

 صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند...

 

استاد دکتر علی شریعتی

 

عدالت در زمانِ ما
معنی ِ وارونه ای دارد!
عدالت
معنی ِ وارونه و بیهوده ای دارد!
عدالت، لکّه  ی ننگِ دروغ است
عدالت، یک فریب ِ اجتماعی ست!
عدالت، یک مترسک
یک عروسک
یک لباسِ خیمه شب بازی ست!
عدالت
آلت ِ خون و قِتال است.
عدالت
آلت ِ ظلم و فغان است.
عدالت
آلت ِ زهد و ریاکاری ست.
عدالت
آلت ِ دست ِ جهانخواری ست.
عدالت در زمانِ ما
دریغا
معنی ِ وارونه ای دارد!
عدالت
ای دریغا ...
معنی ِ بیهوده ای دارد!

*منتظریم که بیایی*

روز زمین

سلام

امروز روز زمین است.۴۰سال پیش این روز به این نام اختصاص یافت تا همه مردم جهان در این روز به سیاره شون و راه های نگهداری ازش فکر کنن.مواظبت از زمین وظیفه هر روز ماست.این روز برای فراموش نشدن این وظیفه است.

erth day