هدیه ی تولد آبجی کوچیکه
هدیه ای خواهم از جنس بلور
پر درخشش پر نور
تا با دو دست خالی از هر گونه غرور
قلبی پر شور
زین ره دور
دهم آن خواهر تکدانه صبور
اما
صدایی گوید خموش
تو که تبعیدی این شهر کبود
روز هایت بی نور
دلت از غم و اندوه جهان گشته بور
شور و شادی جهان از نظرت می گذرد
گویی شده ای کور
بی آنکه به دل آوری اندکی سرور
تو چرا هدیه ای خواهی از جنس بلور
پر درخشش پر نور
تو که دل بریده ی هر گونه سرور
هدیه ای خواهم از جنس بلور
پر درخشش پر نور
دهم آن خواهر تکدانه صبور
که برایم هست یک دنیا سرور
می زداید غم اندوه جهان را آن صبور
از دل رنج کشیده بی غرور
شعر ناقابل این بنده ی کور
پیشکش خواهر تکدانه صبور
.............................
آبجی کوچیکه تولدت مبارک
شعر از طرف داداشی

روز معلم مبارک 
و بی ذوقی بچه های کلاس در عدم حمایت ازما حتی باگذاشتن نظری به این مضمون:نظری ندارم
اگر همواره مانند گذشته بیندیشد همیشه همان چیزهایی رابه دست می آورید که تا به حال به کسب کردید