امتحانات آزمایشگاه  تو دانشکده ما همیشه عجیب بوده باعث تعجب

اما امروز وقعا معرکه بود!!تازه داشتم به امتحانات ایستگاهی عادت میکردم.امتحاناتی که واقعا اسم مناسبی داره.مثل اتوباس راه میفتی دوره ازمایشگاه و به سوالات پرسیده شده در هر ایستگاه که  معمولا رو یه برگه نصفه است  که استاد حتی حوصله نکرده سوال رو مرتب و خوانا روش بنویسه جواب میدی ونکته قابل توجه اشم اینکه واسه هر سوال ۲۰-۳۰ ثانیه بیشتر وقت نداری!شایدم کمتر که بستگی به کرم استاد داره.هم باید سوال رو بخونی هم فکر کنی وهم کل جوابوکه گاهی طولانی هم هست بنویسی  

اما امرو دکتر امامیان عزیز!! یه روش جدید رو به ما نشون داد.سوالات نوشته شده در یک پاور پوینت بر روی ال سی دی کلاس نمایش داده میشدن و دانشجو جواب صحیح رو بر روی  برگه پاسخ نامه علامت میزدو انصافا از نظر زمانی وضع بهتر بود

سرگرم جواب دادن به سوال آخر که یک محاسبه بسیار ساده بود بودم و کم وبیش جیغ ای استاد رو مبنی بر اینکه رو برگه تون دولا بشین رو میشنیدم اما خب تمرکز روی سوال صد درصد واجب تر بود

داشتم به این فکر میکردم که چرا جواب رو نمیتونم در بیارم که یکدفعه اجلی بر کنارم ظاهرشد و برگه رو از زیر دستم کشید و مچاله کرد من رو میگین مات ومبحوت که چه اتفاقی افتادهکه استاد شروع کرد که چرا روبرگه ات مچاله نشدی یعنی دولا نشدی ومشورتی دارن بقیه از روتو نگاه میکنن و چرا به حرف من گوش ندادی مگه دارم با دیوار حرف میزنم  و....

که فهمیدم  بقیه در حال تقلب کردن بودن و در متد جدید اساتید متقلب  رو که نه اما فردی که رو که دارن از روش مینویسن رو تنبیه وجریمه میکنن.البته میدونستم کسی همچین ریسکی  نکرده و احتملا فقط توهم استاد نسبتا محترم ما بوده.داشتم با استاد چونه میزدم و براش توضیح میدادم که استاد محترم! خانم به اصطلاح دکتر کسی که دست چپه و در یک صندلی سمت راست میشینه که نمیتونه مثل بقیه بشینه ...

نخیر .استاد محترم داشتن درجه بلندی صداشونو امتحان میکردن و اینکه تا چند دقیقه میتونن بدون تنفس  یک بند صحبت کنن و من داشتم به این فکر میکردم واقعا مشکل سوال آخر کجا بوده !ماشالله به استاد عجب نفسی دارها و واقعا حق داره اینقدرسرمن داد وفریاد کنه؟! و وسطاش یه حق با شماست هم میفرمودم!

در اخر استاد راضی شد وبرگه رو به من داد و منم سوال آخر رو  در کمال استرس بر روی برگه مچاله شده  اشتباه نوشتم!

یک ساعت پس از امتحان هنوز دست چپم از صدای فریادهایی که شنیده بود میلرزید.

هنوز دارم به این فکر میکنم واقعا استاد حق چنین رفتاری و داشت حتی اگه واسه زهر چشم گرفتن از بقیه بوده باشه؟؟