تا بی نهایت
تا بی نهایت تلاش میکنیم تا بی نهایت مسیر موفقیت را پیش می رویم تا بی نهایت بی نهایت رام گام هایمان شود................
تا بی نهایت تلاش میکنیم تا بی نهایت مسیر موفقیت را پیش می رویم تا بی نهایت بی نهایت رام گام هایمان شود................
در خانه را گشوده ای و باب بهانه را بسته ای....
از تو نزدیک تر کیست و از خانه ی تو امن تر کجاست ؟
به کدام رو و با کدام رو می توان گریخت؟
مدل ABCنمو گل
آنالیز ژنتیکی جهش ها بویژه در دولپه ای هایی نظیر آرابیدوبسیس تالیانا و گل میمونی صورت گرفته است که از مدل ABCحمایت میکند.این مدل گروهی از ژن ها که فاکتور رونویسی مورد نیازبرای بیان ژنهای نموی کاسبرگ و گلبرگ و..اند را فرض میکند.
· سلولهایی که تنها ژنهایAرابیان میکنند به کاسبرگ نمو می یابند این اتفاق در پایین سطح مریستم گل رخ می دهد.
· آنهایی که ژنهای AوBرا بیان کنند به گلبرگ نمو می یابد این اتفاق در سطح بالاتری رخ میدهد.
· بیان ژنهای BوCبه تشکیل پرچمها می انجامد.
· و بیان ژن Cبه تنهایی موجب نمو برچه ها در درونی ترین گروه سلولی می شود.
مثال هایی ازژنهای ABCشناخته شده در آرابیدوبسیس که در گلدهی دخالت دارندشامل موارد زیراند:
· گروه A:APETALA1(AP1)و APETALA2(AP2)
· گروه B:APETALA3(AP3)،PISSTILLATA(PI)
· گروه C:AGAMOUS(AG)
· پروتئین LEAFY به تنهایی AP1را در حلقه های 1 و2روشن میکند.
· LEAFYبه همراه یک پروتئین رمز شده توسط ژن (اندام های گلی/زایشی غیر معمول)UFO،AP3را در حلقه های 2و3 روشن میکند.
· پروتئین LEAFYو یک عامل دومی که هنوز ناشناخته است ،AG را حلقه های 3و4روشن میکند.
اگر پروتئین LEAFY به تنهایی برای روشن کردن AP1کافی است پس چرا AP1در همه ی حلقه ها بیان نمیشود؟
AGAMOUSمانع بیان AP1شده ،بنابراین هر سلولی که در حال بیان این ژن است نمیتواند AG1را بیان کند.در واقع تضاد متقابلی است،AP2در حلقه های 1و2(گروهA)AGAMOUS را مهار میکند.بنابراین بیان ژن در حلقه های 3و 4 جدا از حلقه های 1و 2 باقی میماند.
پروتئینهای رمزشده توسط AP3وPI(گروهB)یک هترودایمر را شکل می دهند که به موارد زیر متصل می شود:
· به پروتئین APETALA1تاگلبرگ شکل گیرد.
· به پروتئین AGAMOUSتا پرچم ها شکل گیرند.
به کمک یک فاکتور رونویسی چهارمی که توسط ژن SEPHALLATA3کدشده ،این کمپلکس های 4تایی،به توالی ویژه ای از دنابرای بیان ژنهای متعددمورد نیاز هر چرخه وصل میشوند .
SEPHALLATA3یکی از چهاز ژنی SEP در آرابیدوبسیس است .اگر همه بجز SEP4غیرفعال شوند ،یک گل بایک کاسبرگ شکل میگیرد.اگرهرچهار تا غیر فعال شوند هیچ گلی اصلا شکل نمیگیرد.
بنابراین فعالیت آبشار ژنها در تشکیل گل دخالت دارد.که نهایتا باعث تشکیل توده ای از سلولهای متمایز میشود که به سمت تشکیل بخشی از گل میشود.ژنها فاکتورهای رونویسیایی را رمز میکنند که سبب هدایت روشن و خاموش کردن ژنهای پایین دستی و نهایتا ایجاد بخش مناسبی از گل میشوند این فرآیند مشابه با استراتژی کنترل ژنتیکی نمو جانوری است.
دوستان گلم شاخه های وجودتان را همراه با فصل تابستان به روی خورشید بگسترانید تا میوه های وجودتان خوشرنگ و دلتان از نشاط و امید لبریز گردد...............پله پله نردبان رسیدن را بالا بروید که اوج گرفتن و بر اوج ایستادن لایق شماست و قله های افتخار در انتظارتان................................................
محکم قدم بر دارید.....................
سلام به همه ی دوستان گلم که دلم براشون تنگ خواهد شد............اما در خاطرم و خاطراتم همیشه جای خواهندداشت ............................................................................................................
میگن هر سلام آغاز دردناک یک خداحافظیه......................امیدوارم گذر از این مرحله از زندگیمون شروعی باشه برا دوستی ها و موفقیت های بزرگ تر و ماندگارتر ................................................
محققان MIT اعلام کردند با الهام از الگوی گلهای آفتابگردان می توان کارایی صفحات خورشیدی در نیروگاه های متمرکز خورشیدی را به اندازه ای قابل توجه افزایش داد.
محققان MIT بر این باورند طراحی آینه های خورشیدی به شکل مارپیچی مشابه با بخش مرکزی گلهای آفتابگردان می تواند میزان فضای مورد نیاز برای احداث نیروگاه های خورشیدی متمرکز را کاهش داده و میزان نور خورشید جذب شده توسط آنها را افزایش دهد.

نیروگاه های متمرکز خورشیدی از یک سری آینه ها برخوردارند که به همراه خورشید حرکت کرده و مسیر حرکت آن را دنبال می کنند. این آینه ها در قالب دایره ای متمرکز قرار گرفته و نور خورشید را بر روی برجی مرکزی متمرکز می کنند، جایی که حرارت خورشید به برق تبدیل می شود.
در حال حاضر تعداد محدودی از این نیروگاه ها در سرتاسر جهان در حال بهره برداری هستند زیرا احداث این نیروگاه ها به فضایی بزرگ نیاز دارد. هر یک از این آینه ها باید به گونه ای نصب شوند که هم به سوی برج باشند و هم به سوی خورشید، بدون اینکه مسیر یکدیگر را مسدود کنند.
در حال حاضر آینه های این نیروگاه ها به شکل حلقه هایی موازی قرار دارند اما محققان MIT راهکاری بهتر را برای چینش این آینه ها ارائه کرده اند، محققان ابتدا بر روی میزان کارایی آینه ها در چینش معمولی مطالعه کرده و دریافتند هریک از آینه ها به صورت روزانه با مشکل مسدود شدگی و قرار گرفتن در سایه مواجه می شوند.
از این رو محققان مدلی رایانه ای را به منظور نزدیکتر کردن آینه های نیروگاه ها ارائه کردند و دریافتند مدل ارائه شده شباهت زیادی به مارپیچهای موجود در طبیعت دارد از این رو دانشمندان برای تکمیل این مدل از الگوی مرکزی دانه های موجود در گل آفتابگردان الهام گرفتند.
سر گیاه آفتابگردان درواقع یک گل نیست، بلکه مجموعه ای از گلهای کوچک است که در کنار یکدیگر متراکم شده اند، گلهای خارجی تر گلبرگها را حفظ می کنند و گلهای داخلی تر به دانه تبدیل می شوند. این گلها در الگویی مارپیچی در زاویه 137 درجه نسبت به یکدیگر قرار دارند.
بر اساس گزارش گیزمگ، محققان نیز با الهام از این ساختار فضایی از آینه های خورشیدی را مدل سازی کردند که در آن زاویه هر یک از آینه ها که در الگویی مارپیچی قرار داشتند، نسبت به یکدیگر زاویه ای 137 درجه ای است
این الگو می تواند 20 درصد از فضای مورد نیاز برای احداث نیروگاه های خورشیدی متمرکز را کاهش داده و از ایجاد سایه بر روی آینه ها جلوگیری کند به این شکل کارایی نیروگاه ها نیز افزایش پیدا خواهد کرد
اما نه !!
دلم یک پاک کن می خواهد تا تمام رنگ ها و دو رنگی ها را پاک کنم و دوباره به یکرنگی کودکی ها شوم...
به گزارش ایانا و به نقل از ساینس دیلی (Science Daily)، جمعی از محققان دانشگاه یورک در انگلستان و کالگری کانادا درصدد کشف این نکته برآمده اند که چگونه عمل هرس باعث بالیدن شاخسارهای جدید در گیاهان می شود. فهم این عمل و تعامل این هورمونها می تواند به عملیات باغبانی را در مسیری رهنمون سازد که الگوهای تغییر شاخه زنی را در گیاهان متنوع معین کند.
محققان نشان دادند تمام سرشاخه های یک گیاه می توانند بر رشد یکدیگر تاثیر بگذارند. طبق گفته آنان، شاخساره اصلی در حال رشد می تواند مانع از رشد شاخساره های پایینی شود و همین قضیه است که عمل هرس را توجیه می کند. اما چرا؟
از دهه 1930 معلوم شد هورمون گیاهی اکسین توسط قسمت انتهایی و در حال رشد گیاه آزاد می شود و به قسمت پایین ساقه اصلی می رود و در آنجا تاثیر خود را که همانا ممانعت از رشد جوانه ها و شاخه زنی است، بر جای می گذارد. محققان مسیر جدیدی یافته اند که شیوه عمل این هورمون را مشخص می سازد.
آنها پیشنهاد می کنند برای این که قسمت انتهایی شاخساره فعال شود؛ باید بتواند اکسین را به سمت ساقه اصلی بفرستد. اما اگر میزان زیادی امکسین تا این زمان در ساقه اصلی موجود باشد، این عمل از قسمت انتهایی یک شاخساره دیگر انجام نخواهد شد.
با استفاده از این روال، تمام سرشاخه های یک گیاه با یکدیگر در رقابتند، چندان که جوانه های بالا و پایین بر رشد یکدیگر اثر می گذارند. در نهایت شاخه های قویتر غلبه یافته، رشد می کنند. شاخساره اصلی در اصل به این دلیل که در جای نخست قرار دارند (و نه فقط به دلیل قرار گرفتن در قسمت فوقانی گیاه) غلبه می یابند.به نقل از خبرگزاری کشاورزی ایران
آنها این جریان الکتریکی را در منبع مهم تولید انرژی تحت عنوان فرایند فتوسنتز کشف کردند. این فرایند روشی است که گیاه از آن برای تبدیل نور خورشید به انرژی شیمیایی استفاده میکند.
محققان میگویند: این کشف میتواند نخستین گام در جهت تولید الکتریسیته زیستی با کارایی فوقالعاده باشد که محصول پسماند آن دی اکسید کربن نباشد. وون هیانگ ریو، نویسنده اصلی این تحقیق در مقاله نشریه «نانو لترز» خاطرنشان کرد: ما معتقدیم نخستین گروهی هستیم که الکترونها را از درون سلولهای گیاهی زنده خارج کردهایم. برای این آزمایش محققان یک نانوالکترود منحصر به فرد فوقالعاده حساس از جنس طلا تولید کردند که بهویژه برای جستوجو درون سلولها طراحی شده بود.
الکترود طلایی از سلولهایی که در حال فتوسنتز بودند، الکترونهایی را جمعآوری کرد که توسط نور انرژی گرفته بودند و محققان از این انرژی یک جریان الکتریکی اندک و ضعیف تولید کردند. محققان میگویند: نتیجه این تحقیق تولید جریان برق به شیوهای است که هیچ کربنی وارد اتمسفر زمین نشود چون تنها پسماند فرایند فتوسنتز پروتون و اکسیژن است.
شاید این ماه خدا فرصت نابی باشد که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا وبفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم
می شود آسان رفت
میشود کاری کرد که رضا باشد او....
ای سبکبال در این راه شگرف!
در دعاهای قنوت سحرت
در مناجات خدایی شدنت
هرگز از یاد مبر
من جا مانده که بی حد به دعا محتاجم...
کنار تموم رنگ بازی خدا یادمون بیاد لحظه های آب بازی وسط حیاط مادر بزرگ یادمون بیاد که چند تا تابستون اومد و رفت چند تا جوونه تو دلامون سبز شد و چند تا از میوه ی دلامون رنگ گرفت بعضی وقتا لازمه که فقط یادمون بیاد همین...............
در این روزهای دوری و دلتنگی مسافران کوچه های زندگی با هم غریبه اند و نگاه از هم می پوشانندبه صبح سلام نمی گویند و شب را بی صدا از یاد می برند !
این روزها دستان مسافران کوچه های زندگی خالی از محبت در جیب هایشان فرو رفته است این روزها روزهای قرار گرفتن " ن" بر سر فعل های بودن و با هم بودن و باهم همدل بودن است!!!!!!!
برسر وفادار ماندن!
غم و شادی
در دستانم دو جعبه دارم که خدا آنها را به من هدیه داده است.
او به من گفت:
غمهایت را در جعبه سیاه و شادی هایت را در جعبه طلایی جمع کن.
من نیز چنین کردم و غمهایم را در جعبه سیاه ریختم و شادی هایم رادر جعبه طلایی!
با وجود اینکه جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد اما از وزن جعبه سیاه کاسته می شد !
در جعبه سیاه را باز کردم و با تعجب دیدم که ته آن سوراخ است!!!
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهای من کجاهستند؟!
خداوند لبخندی زد و گفت: غمهای تو این جا هستند، نزد من!
از اوپرسیدم: خدایا، چرا این جعبه ها را به من دادی؟
چرا این جعبه طلایی و این جعبه ی سیاه سوراخ را؟
و خدا فرمود:
بنده ی عزیزم، جعبه ی طلایی مال آنست که قدرشادیهایت را بدانی و جعبه سیاه، تا غمهایت را رها کنی!
کاش زندگی به سادگی دست کشیدن روی چراغ جادو و برآورده شدن آرزو ها بود اما خودمونیم خیلی وقتا غرق آرزوییم و چشمامونو به آرزوهای توی دستمون بستیم و شیرینی بدست آوردنشو حس نکردیم ...
ما کاشکی خلق نشدیم همیشه کاش و ای کاش موندیم چرا ما خودمون غول چراغ های تو دستمون نباشیم اگه چشمامونو خوب باز کنیم هزاران چراغ توی دلها ذهن و باور هامونه که منتظر سروری ما هستن که هر لحظه به ما بگن چشم سرورم!!!!!!!!!!
دهه ی فجر مبارک![]()
ومن به عقربه های ساعت خود می نگرم
و زمان می گذرد
اندیشه ام گل پرپر شب بو شده است
ودرون رویایم
ماه نیم رخ
و همه چیز در گذر از یاد من
و قلب من زیر پای رهگذرانی نیمرخ!!
و ازآسمان انتظار دیدن دارم
ماه دلم را می خواهم
وقرصی روشن از جنس خورشید که بتابد بر من
امیدم امید می خواهد
من ترانه می خواهم
که بسراید لحظه هایم را............
این تجربه باعث شد ریدلی به فکر تولید عدسی های مصنوعی بیفتد که می توان آن را به صورت ایمپلنت درون چشم های آسیب دیده قرار داد.اولین عدسی مصنوعی برای درمان آب مروارید در سال ۱۹۴۹ در بیمارستان سنت توماس لندن به کار گرفته شد واین آغازیکی از موفق ترین تجارب پزشکی قرن حاضر بود.
فکر می کردم از ساقه شکستم
باغبان تبرت کو؟
از ریشه بزن من که دگر تاب ندارم
کاش از دل این بوته خبر داشت مسافر
آرام نظر کرد و گذرکرد
آرام شکستم!!!!!!!!!!
دوستای خوبم این آخرین قطعه ی پاییزیم بودفکر میکنم با بی میلی شما من هم دیگه شعر گفتنمو کنار بذارم !!!!!!!!!!
قرآن خدا سوخته اما دارد بوی دل صاحب الزمان ( عج )می آید
عیدسعیدفطر رو پیشاپیش به همه تون تبریک عرض میکنم .![]()
فکر میکنم تعطیلات حسابی بهتون خوش گذشته که اینقدر کم پیدایید!
ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت مولی الموحدین مولا امیرالمومنین اومدم که خدمتتون عرض کنم امروز آخرین روز طرح ضیافت اندیشه بود و مراسم اختتامیه ساعت ۱۲ درسالن تربیت بدنی برگزارشد و دانشجویان از اولین ضیافت اندیشه خداحافظی کردند. این دوره اونقدر سریع و زیبا گذشت که اکثر بچه ها باورشون نمیشد که روز آخر باشه و باید با دوستان جدیدشون خداحافظی کنند و باکلاس ها وبرنامه های جالبی که فضاو تجربه ی جدیدی به ماه رمضونشون داده بود. امید وارم دوستان سالهای آینده هم برنامه های زیبایی مثل این برنامه ی نوپا اما بسیاربسیارسازنده اجرا کنند جای همه ی دوستان واقعا خالی بود !!!!!!! کاش در شب های قدر کمی به دیروز امروز و فرداهامون بیندیشیم و فرصتی بیابیم که قدر بودن ها و زندگی هامونو بدونیم.
و زندگی هدیه ی خداست به تو. زندگی کردن تو هدیه ی توست به خدا!!!
ماه رمضان ماه میهمانی خدابهترین فرصت برای هدیه دادن به خدا و هدیه گرفتن از اوست.التماس دعا
صدفی به صدف بغل دستی اش گفت:دلم خیلی درد میکند .انگار چیز سنگین و قلمبه ای توی دلم هست.
صدف دوم سبکسرانه وبا غرور جواب داد:شکرخدا من هیچ دردی حس نمیکنم.سالم سالمم و حالم هم خوب خوب است .خرچنگی که از نزدیکشان میگذشت وصدایشان را شنیده بود نتوانست ساکت بماندورو کرد به سوی صدفی که احساس می کرد حالش خوب است و گفت:درست است که تو حالت خوب است و دردی نداری ولی دردی که او در دلش می کشد مرواریدی است که زیباییش گفتنی نیست!
باغ وحش روباتی /نوشته ی جان کلی
روز اول مدرسه بود و مامان آب و قرآن تو دستش منو آورد تو حیاط و کوله پشتیمو گذاشت پشتم و از زیر قرآن ردم کرد یهو داداشی اومد جلو و یه دسته گل ستاره ای و میخک بهم داد با یه ربان قرمز منم با هیجان بدو بدو راه افتادم تا برم مدرسه دستی برا مامان تکون دادم اونم لبخندی زد و آبو پشت سرم خالی کرد .تا خود مدرسه با دوستم دویدیم غافل از گلا! رسیدم مدرسه بدو بدو رفتم توی دفترمدیر تا گلارو بدم به ایشون تا بذاره تو گلدون غافل ازاینکه حسابی دوییدنای ما گلبرگی برا گلا نذاشته بود باخوشحالی گلارو جلو آوردم که دیدم ازون گلای ناز صورتی چیزی به جز چندتا گلبرگ وپرچمای زردو گلای بد بخت پژمرده به جا نمونده!!!!!!!!!!!!!!!
جهان قرآن مصور است
وآیه ها در آن
به جای اینکه بنشینند ایستاده اند
درخت یک مفهوم است
دریا یک مفهوم است
جنگل و خاک و ابر
خورشید و ماه و گیاه
با چشم های عاشق بیا
تا جهان را تلاوت کنیم
"سلمان هراتی"