در این روزها که حس دیدن ستاره در دلی نیست در این روزها که آسمان تماشاگری ندارد و دلتنگی در دل ها ستاره های روشن امید را خاموش کرده است در این روز ها که به یاد دیروز بودن امروز را می رنجاند!و یاد فردا را فراموشی فرا می گیرد در این روزها که چشمان ما از باران خسته ترند و از باریدن می نالند در این روزهای دلتنگی آری همین روزها بودن ها نبودن شده است ودوستی ها دوری!!

در این روزهای دوری و دلتنگی مسافران کوچه های زندگی با هم غریبه اند و نگاه از هم می پوشانندبه صبح سلام نمی گویند و شب را بی صدا از یاد می برند !

این روزها دستان مسافران کوچه های زندگی خالی از محبت در جیب هایشان فرو رفته است این روزها روزهای قرار گرفتن " ن" بر سر فعل های بودن و با هم بودن و باهم همدل بودن است!!!!!!!

برسر وفادار ماندن!